-عبارت: (واجعل قلبی بحبک متیماً: و دل مرا سرگشته و دیوانه عشق و محبت خود قرار ده.) نفی موضوع خودبینی است و این که پروانه بشود و به نور رسد و نور شود. از خدا بخواهیم با جذبات او از خود فارغ شویم و بی خود گردیم تا نفهمیم و خود را در برابر عظمتش گم کنیم. [آیت الله بهجت]-راستگویی، در دیدن رؤیای صادقه و صفای روح خیلی مؤثر است. [آیت الله بهجت]-باب رسیدن به کمالات و لقاءالله مفتوح است. حیف نیست این مراحل را که از راه بندگی حاصل می شود، نداشته و از آنها محروم باشیم؟![آیت الله بهجت]-خوردن غذای شبهه ناک و نیز غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هر چند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می کند و یا سبب سلب توفیق می شود. [آیت الله بهجت]- موجبات خواطر و غفلت و نسیان از یاد و ذکر حضرت حق را خود ما فراهم می کنیم… در اثر محاسبه و مراقبه، عیب کار آشکار می گردد. [آیت الله بهجت]…ادامه دارد.
زمين كربلا پنج درجه دارد.
درجه اوّل : از آب و خاك است مثل باقى زمين ها و اراضى كه درخت و گياه در آن ميرويد و زراعت ميشود.
درجه دوّم : مقام فيض و رحمت است ، كه از اين خاك مقدّس بواسطه قبول نمودن آن خضوع و انكسار را، در عالم تكليف تكوينى ، بنا به حديث ( و لا من ارض و لا مإ الّا عوقب لترك التواضع ) كه چنان فضيلت و رحمت در آن تربت پاك قرار فرموده اند كه همه عوالم امكان از آن تربت اقدس بهره و فيض ميبرند، بلكه فضائل و مناقب آن زمين مقدّس برترى دارد بر تربت مراقد همه ائمّه اطهار عليه السلام به مرقد انور حضرت محمّد (ص ) زيرا كه چند فضيلت در تربت حضرت سيّد الشّهدأ عليه السلام هست كه در تربت هيچ پيغمبرى و وصّى او نيست و در تربت هاى سائر ائمّه عليه السلام نيز نيست .
درجه سوّم : كربلا محل اندوه و محنت است و هر يك از مقرّبين درگاه الهى و انبياء و اؤ لياء و اوصيّاء در وقت ورود به آن زمين فيض نزديك مى شود مهموم و اندوهگين مى باشند چنانكه حضرت صادق عليه السلام در خصوص زائرين آن مظلوم مى فرمايد: كه زائر بايد تشنه و گرسنه و ژوليده مو و خاك آلوده و گريان و مهموم باشد.
تأ سّيا له و للمستشهدين بكربلا و اهل بيته المظلومين المهمومين .
درجه چهارم - كربلا نعيم جنّات است ، زيرا كه همه بهشت را خداوند متعال از نور مقدّس و منوّر مدفون كربلا، خامس آل عبا عليه السلام خلق نموده است ، و حضرت امام صادق عليه السلام در خصوص ترك كنندگان زيارت آن سرور فرموده است :
مَن تَرَكَ زيارَة الحسين عليه السلام و هو يزعم شيعة فليس هو الشيعة و ان كان من اهل الجنّة هو ضيفان اهل الجنّة .
ترجمه : امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس ترك كند زيارت امام حسين عليه السلام را و در حالى كه خيال كند از شيعيان ماست ، بلكه او شيعه ما نيست و اگر هم وارد بهشت شود، ميهمان اهل بهشت خواهد بود، ( نه صاحب خانه ).
رسول خدا (ص ) مى فرمايد:
اِنّى اَشِمُ رائِحَة الجَنَّة مِن الحسين عليه السلام ،
يعنى ، همانا از حسين عليه السلام بوى بهشت را استشمام مى كنم .
پس بر طالبين بهشت لازم است كه داخل كربلاى ظاهرى شوند و او از باب خاصّه آن كه عبارت از بكاء و اقامه مجالس عزا بشود تا در يوم النّشور به مقام قرب و مصاحبت آن بزرگوار در جناب النّعيم باشد.
درجه پنجم : رضوان اللّه يعنى مكان خوشنودى كه فوق همه نعمتها و راحتها و فيضهاست زيرا كه تربت پاك بنا بخضوع كه در عالم تكوين قبول نمود داراى نور الانوار همه انوار شده و خداوند عالم آن تربت طاهره را كه باعث ضياء و روشنائى همه فرموده و مكان و مقام پيامبران اولوالعزم در بهشت عنبر سرشت در تربت كربلا خواهد شد، و همين خاك كربلا است كه در مقام فخر و مباهات فرياد مى نمايد:
اِنّاارض اللّه المقدّسة المباركة .
من همان زمين مقدّس و مبارك خدا هستم . با اعتقاد پاك دفن شده گان آن خاك از بيم و هراس يوم الحساب آسوده و مطمئن شده و بدون حساب داخل بهشت و ساكن حُسن المأ ب ميشوند.
بلكه بر روايت حضرت صادق عليه السلام حتى هر خر و اشترى كه در كربلا بميرد به بهشت مى رود.
منبع : كنز الغرائب - سفينة النّجاة ص 63.
اگر که پیچ و خم روزگار بگذارد /اگر که سختی این انتظار بگذارد /هنوز هست سَری تا که دستهایش را /به دست خاک قدم های یار بگذارد /خدا نصیب من بی قرار چشمی کن /که روی خویش به پای نگار بگذارد /مرا به حکم دل امکان ندارد این خورشید /میان ظلمت شبهای تار بگذارد /به من نمی رسد آن غمزه ای که وقتش را /کنار یک دل شب زنده دار بگذارد /اگر که خلق رهایم کنند حرفی نیست /مرا خدا نکند او کنار بگذارد /برای گریه به دست بریده سقّا /میان مجلس روضه قرار بگذارد /خدا کند که بیاید اگرچه بعد از ما /برای فاطمه سنگ مزار بگذارد…
ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت /دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت /مانند مرده ای متحرک شدم بیا /بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت /می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر /دنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشت /دنیا که هیچ,جرعه ی آبی که خورده ام /از راه حلق تشنه ی من مثل سم گذشت /بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم /از خیر شعر گفتن,حتی قلم گذشت /تا کی غروب جمعه ببینم که مادرم /یک گوشه بغض کرده,که این جمعه هم گذشت… /مولا شمار درد دلم بی نهایت است /تعداد درد من به خدا از رقم گذشت /حالا برای لحظه ای آرام می شوم /ساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت….
فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــم /به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم /چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــــــرانی /نیا نیا گل طــــــــــاهــــــــــا دروغ می گوییـــــــــم /تمام چشـــــــــم براهی و انتظـــــــــــــــــــار و فراق /و ندبـــــــه های فـــــــــــــــــــــرج را دروغ می گوییـــم /دلی که مامن دنیــــــــــاست جـــــــــــــای مولـا نیست /اسیــــــــر شـهــــــــــــــــــــــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم /زبان سخن ز تو گوید ولـی بــــــــــــــــــــــــــرای مقــــــــام /به پیش چـشم خـــــــــــــــدا هم دروغ می گوییـــــــــم /کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــــــــــراق /قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم /خلاصه ای گل نرگس کسی به فکرتو نیست /و مـا به وسعت دریا دروغ می گوییــــــــم /مرا ببخش عـــــزیزم که باز می گویم /نیا نیا گل طاها دروغ می گوییـم….
<< 1 ... 293 294 295 ...296 ...297 298 299 ...300 ...301 302 303 ... 328 >>