?يك حقيقت فراموش شده ✳️ امام صادق عليه السلام مى فرمايد: لَمْ يَخْلُقِ اللَّهُ يَقيناً لا شَكَ فيه اشْبَهُ بِشَكٍّ لا يَقينَ فيهِ مِنَ الْمَوْتِ! «1» خداوند يقينى كه هيچگونه شك در آن نباشد همانند مرگ نيافريده كه گويى شكّى است كه هرگز در آن يقين وجود… بیشتر »
?????????????? ✨آقا جان سلام ?معمولا همه می گویند : ” ملالی نیست جز دوری شما “ ✨اما من می خواهم بگویم که ملال هست! ?"اصلا زندگی همه اش ملال است با دوری شما “! ✨همچو باران بهاری که نمی گوید کی! بی خبر در بزن و سرزده از راه برس…… بیشتر »
?شهید محمدعلی رجایی? ?همسایه شهید رجایی بودیم? ما همسایه شهید رجائی بودیم و او نخست وزیر شده بود. اتفاقا همان روزها ما کمی کار تعمیرات ساختمانی داشتیم . صبح روزی که مواد زاید بنایی را با شوهرم به کوچه می بردیم او از نانوایی محل نان خریده بود و به منزل… بیشتر »
?سیره شهید ?از طرف سپاه به خانه مان زنگ زدند و گفتند یک خانه بنام عباس درآمده، بیایید و بگیرید. ?گفتم: اختیار با ما نیست. با خودش تماس می گیریم، ببینیم چه می گوید. ?تلفن زدم و جریان را به او گفتم. ⛔️او گفت به هیچ وجه دنبال قضیه را نگیرید. ⬅️ وقتی… بیشتر »
” یه #نماز درست و حسابی “ ?یکی از کمبودهای مهم زندگی های ما “خشوع نسبت به پروردگار” هست. ?و یکی از مهم ترین راه های اظهار خشوع نماز هست… ?چرا ما از نماز خوندنامون فایده چندانی نمیبریم؟! ⁉️? ⚠️علتش اینه که خشوع نداریم سر… بیشتر »
?مثل چوب صاف توی باغ ، توی باغچه ، توی گلدان ها گل ها را به یک چوب صاف و راست می بندند. چرا ؟ تا صاف بالا بروند ، مستقیم بالا بروند. مثل گل می مانی خودت را به آدم های خوب ببند! آنها تکبه گاه صافی هستند برای تو خودت را به آنها ببند تو هم خوب می شوی. امیر… بیشتر »
رویکرد به جوانان ????? آیت الله صدوقی که در سن 45 سالگی به یزد بازگشت، نسبت به جوانان رویکردی مثبت داشت به گونه ای که در اندک زمانی پس از ورود، مسجد حظیره برخوردار از یک نماز جماعت با صفهای مملو از جوانان شد . گاهی جوانان در ایام امتحانات برای درس… بیشتر »
ڪتابت را بہ دوستت مے دهے و مے گویے : مواظب باش چاے رویش نریزد ،☕️ جلوے دست خواهر ڪوچڪت نگذارے رویش خط خطے ڪند . . .? تو بہ عنوان مالڪ آن ڪتاب آخرین توصیہ ها را بہ دوستت مے ڪنے و چقدر ناراحت مے شوے از آن روزے ڪہ در امانت خیانت ڪند ….? خداوند تو را… بیشتر »
مىخواستم به دنيا بيايم، در يك زايشگاه عمومى؛ پدرم به مادرم گفت: فقط بيمارستان خصوصى! مادرم گفت: چرا؟ پدربزرگم گفت: مردم چه مىگويند؟! مىخواستم به مدرسه بروم، همان مدرسه سر كوچهمان؛ مادرم گفت: فقط مدرسه غيرانتفاعى! پدرم گفت: چرا؟ مادرم گفت: مردم چه… بیشتر »
☕️مثل دوباره گرم کردن چایی ‼️ ✍ببین! ﭼﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﺭﻭﺵ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ تا ﮔﺮﻡ بشه، ﮔﺮﻡ هم ﻣﯿﺸﻪ، ﺍﻣﺎ ﮐﻤﺮﻧﮓ هم ﻣﯿﺸﻪ… ❄️ﺭﺍﺑﻄﻪ آدما هم با هم همینجوره. وقتی سرد شد ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ گرمش کرد اما مثل اول نمیشه. ❄️مراقب ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎمون ﺑﺎﺷﯿم، تا ﻻﺯﻡ ﻧﺸﻪ با آه… بیشتر »