امام ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﺿﻮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﺮﺍ ﭘﺎ می لرﺯﻳﺪ ﻭ ﻟﺮﺯﺵ ﺧﻔﻴﻔﻰ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﺒﺎﺭﻛﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ می گرﻓﺖ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻋﺒﺎﺩﺕ می اﻳﺴﺘﺎﺩ ﺭﻋﺸﻪ ﺑﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﺶ می اﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﻑ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﻟﻬﻰ ﺍشک ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﻣﺤﺎﺳﻦ ﺷﺮﻳﻔﺶ ﺟﺎﺭﻯ می شد. 

ﺳﺠﺪﻩ‏ﻫﺎﻯ ﺍﻭ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﺠﺪﻩ‏ﮔﺎﻫﺶ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﺍشک ﭼﺸﻢ ﻣﺮﻃﻮﺏ. 

ﺷﺎﻋﺮ ﮔﻮﻳﺪ: 

ﻫﻮ ﺍﻟﺒﻜﺎﺀ ﻓﻰ ﺍﻟﻤﺤﺮﺍﺏ ﻟﻴﻼ

ﻫﻮ ﺍﻟﻀﺤﺎک ﺍﺫﺍ ﺍﺷﺘﺪ ﺍﻟﻀﺮﺍﺏ

ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻋﺒﺎﺩﺕ به شدﺕ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺪﺕ ﺟﻨﮓ خندان ﺑﻮﺩ 

ﺍﺑﻮ ﺩﺭﺩﺍﺀ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺍﺳﺖ ﮔﻮﻳﺪ:

ﺩﺭ ﺷﺐ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ ‏ﺍﺯ ﻧﺨﻠﺴﺘﺎﻧﻰ ﻋﺒﻮﺭ می کرﺩﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ می کرﺩ.

ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩیک ﺷﺪﻡ ﺩﻳﺪﻡ #ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ.

ﻭ ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﺧﺖ ﻣﺨﻔﻰ ﻛﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﻑ ﻭ ﺧﺸﻴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺎ ﺁﻫﻨﮓ ﺣﺰﻳﻦ ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ می کرﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺟﻬﻨﻢ ﮔﺮﻳﻪ می نموﺩ ﻭ به خدﺍ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﻃﻠﺐ ﻋﻔﻮ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ می نموﺩ ﻭ ﺁن قدﺭ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﻰ ﺣﺲ ﻭ ﺣﺮﻛﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ!

ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻧﺰﺩﻳﻜﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﭼﻮﺏ خشکی ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ.

ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﻜﺎﻥ ﺩﺍﺩﻡ ﺣﺮﻛﺖ ﻧﻜﺮﺩ، ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ به منزﻟﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ به حضرﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺳﺎﻧﻴﺪﻡ.

ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻣﮕﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﻳﺪﻯ؟

ﻣﻦ ﺷﺮﺡ ﻣﺎ ﻭﻗﻊ ﮔﻔﺘﻢ.

ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺍﻟﺴﻼﻡ فرمودند ﺍﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﻑ ﺧﺪﺍ ﻏﺶ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ…

 

أمالی صدوق، ﻣﺠﻠﺲ 18، ح 9، ﺑﺎ ﺗﻠﺨﻴﺺ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ

 


موضوعات: بدون موضوع
   جمعه 15 تیر 1397نظر دهید »

“حق الناس “

 همیشه پول نیست!

گاهی “دل” است… دلی که باید به دست می آوردیم و نیاوردیم! 

دلی که باید می دادیم و ندادیم!

دلی را که شکستیم و رها کردیم!

دلهای غمگینی که بی تفاوت از کنارشان گذشتیم! 

خدا از هرچه بگذرد از حق الناس نمی گذرد  یادمان باشد ما در مقابل آدم هایی که به  خودمان وابسته اشان میکنیم مسئولیم…. در مقابل اشک هایش ودر مقابل غرورش لحظه های شکستنش در تنهایی …. و اگر روزی یادمان برود …. خدا بیادت خواهد آورد….

 


موضوعات: بدون موضوع
   جمعه 15 تیر 1397نظر دهید »

‍  من این غذا را بخورم!!! 

حقیقت برزخی برخی از غذاهای حرام چرک و خون است. هر چند در ظاهر خوش مزه است اما در باطن خون وکثیف است. یکی از درباریان وقت، مرحوم میرزای قمی را دعوت گرفته بود. موقعی که آقا به دربار رفته بودند، سفره غذا را پهن کرده بودند؛ مرحوم میرزا فرموده بودند: «من نمي‌توانم غذا بخورم». صاحب مجلس گفته بود: «آقا! این سفره را برای شما انداختیم». آقا فرموده بودند: «نه؛ من معذورم». صاحب خانه اصرار کرده بود. مرحوم ميرزاي قمي مقداری از غذاها را برداشته بودند فشار داده بودند. چکه چکه خون از آن بیرون ریخته بود. بعد فرموده بودند:

 

 «من این غذا را بخورم؟!».

 درمحضرآیت الله ناصری


موضوعات: بدون موضوع
   جمعه 15 تیر 1397نظر دهید »

دوست کسی است که اولین قطره اشک محبوبش را می بیند

دومیش را پاک می کند

و سومیش را به خنده تبدیل می کند

 

تو برای پاک کردن اشک خون هر صبح و شام امام زمانت(عج) چه کار کرده ای⁉️


موضوعات: بدون موضوع
   جمعه 15 تیر 1397نظر دهید »

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست،

زيرا :

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است!

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكار است!

و اگر نكند مےگويند كافراست و بی‌دين!

 لذا نبايد بر مدح و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز از خداوند نبايد از كسی ترسيد.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

 


موضوعات: بدون موضوع
   جمعه 15 تیر 1397نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 328

مهر 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
جستجو
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟